<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روز نوشت های خاله باران </title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/</link>
<description>اینجا از خاطراتم مینویسم...از شبای بی تو بودنم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 16 Dec 2009 21:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دختر خاله عزیزم !</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;
این قدر از ادمایی که وبشونو یه مدت مل میکنن میرن بدم میاد ! این جمله اشنارو زهرا اومده تو نظراتم گذاشته :))) اقا به خدا ما واسه غیبتمون دلیل داریم بله اقا موجهه تازشم &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/30.gif&quot; alt=&quot;بازنده&quot; title=&quot;بازنده&quot; /&gt;!
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سارامون در شرف عروس شدن بود ... البته به این یهویی ها هم نبود که ولی خودش نگفته بود تو وبش منم دیدم نمی خواد بگه فعلا منم نگفتم . این 1 هفته ما هر روز خرید بودیم تا 11 شب بعدم که مثل جنازه می افتادیمو می خوابیدیم . یعنی کلا سارا به امیر گفته بود این بارانو دختر خاله حساب نکن این مثل خواهرم ِ و همه جا قراره ببینیش تا اخر عمر :)) قرار به این بود که سه شنبه عقد باشه و شبم مجلس ولی از اونجایی که شانسمون در حد ان ِ مرغ ِ دقیقا وقتی همه خریدامون تموم شد  روز قبل عقد ، دختر ِ دختر عموی مامانم فوت کرد . ما دیروز صبح رفتیم حرم و سارا و امیر رو عقد کردیم . الهی قربون جفتشون بشم . ایشالا خوشبخت بشی عزیزم&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif&quot; alt=&quot;ماچ&quot; title=&quot;ماچ&quot; /&gt; . این قدر این پسر گل و ماهو اقاست . اجتماعی و خون گرم از اون مدلا که تو یه جمعی که وارد میشه سریع همه باهاش احساس راحتی و صمیمیت میکنن . یعنی کسی از تو فامیل نبود که اینو دیده باشه و ازش کلی تعریف نکرده باشه و از همه مهمتر بی نهایت به سارا میاد ! اصلا از همه نظر شبیه همن . لحظه عقدشون من این قدر خوچحال بودم . فقط منتظر بودم خطبه تموم بشه بپرم سارامونو بغل کنم . بعدم رفتیم محضر ثبت محضریش کردیم ولی مجلس کنسل شد . دیگه من خبر ندارم ولی فک کنم بعد محرم صفر عروسی بگیرن . یعنی از وقتی قطعی شد من مخ مهشادو خوردم . هی با ذوق میگفتم وای سارامون داره عروس میشه یا میشستم کلی از امیر تعریف میکردم یا از سارامون.الان این قدر ذوق دارم می خوام همرو خودم بگم بعد فک کنم سارا منو خفه کنه . اره !؟ الان من که میدونم نشستی داری می خونی بعد کلتو به نشانه تایید هی تکون تکون میدی&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt; &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.khoneye-ma.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#009900&quot;&gt;این سارامون&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; . اخه ازم پرسیده بودین این سارا ایا همون خونه ماست که بنده میگم بلی ! یعنی اصلا تا حالا چه طور نفهمیدین با این همه شباهت ها :)) !! &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طنین اومده مشهد . یعنی یک موقعی اومد که منو سارا حتی وقت نداشتیم شام بخوریم ! بعد دیگه یه کلاس اموزشی گذاشته بود که با اجازتون ما نتونستیم بریم ولی دیشب دیدمشون . من پسر خاله بابامو ( محمد رضا ) عضو کردم ولی مدارکش دست طنین اینا بود . حالا این پسره کارمند باباست دفتر بابا هم که طبقه پایین خودمونه ِ . دیگه دیشب sms داد که من دارم میرم پیش دوستات مدارکمو بگیرم منم گفتم میام باهات حاضر شدم زنگ زدم طنین که گفت ما نزدیک شماییم و اونا اومدن . هم رسیدن سارا و امیرم رسیدن چیزی اورده بودن واسمون . دیگه کلی خوچ گذشت و خندیدیم و این عروس دامادم مجبور کردیم پنجشنبه بهمون شام بدن . طنین اینا تا 11 پیش ما بودن . کلی شارژ شدیم واسه کار &lt;img height=&quot;15&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;16&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/128fs318181.gif&quot; /&gt;. اخه تو شرکت هر محصولی یک امتیازی داره من این ماه امتیازه محصولاتی که خریدم رسید به 200  وقتی امتیازت این قدر بشه 3 درصدی میشی یعنی 3 درصد خریدتو بهت پس میدن به عنوان جایزه و من5تومن جایزه گرفتم ( کوفت نخند خیلی هم زیاده :| ) سارا شد 6 درصدی و حدودا 30 تومن جایزه گرفت طنین شده 12 درصدی و 80 تومن جایزه گرفته و ماندانا که از همه بیشتر ِ 15 درصدی شده و 200 تومن جایزه گرفته . یعنی شما حساب کنین مثلا خودش 200 تومن هم سود کرده از فروش ( البته من دقیق نمیدونم احتمالا بیشتر ) با این پول انگار این ماه 400 تومن دراورده ! وااااااااای من اینارو شنیدم کلی انرژی گرفتم واسه کار . الان هدفم استقلال مالی ِ . یعنی فک کنم ماهی 200 تومن در بیارم بتونم مستقل بشم :) &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز نگین زنگید گف دارم میرم کلاس عربی ثبت نام کنم تو هم میای ! منم گفتم چشم . اونجا رفتیم نگین پرسید کلاس اقای فلانی رو هم دارین خانم ِ گف بله امروزم جلسه اولش ِ . دیگه مگه نگین منو ول کرد . گف الا و بلا باید ثبت نام کنی . من با این اقا یه جا دیگه شیمی دارم عالی ِ منم که تنبل گفتم نه حوصله ندارم بیام کلاس . شیمیم خوب ِداشتیم بر میگشتیم این قدر ور زد مخمو خورد برگشتم ثبت نام کردم ! یعنی الان من اگه رو همه حرفام همین قدر وایستم عالی میشه &lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/65.gif&quot; alt=&quot;whistling&quot; /&gt;!!! خانم ِ گف نمی خواستی که گفتم نه اسممو بنویسین از هفته دیگه چهارشنبه ها ساعت 7 تا 8:30 کلاس شیمی دارم و دوشنبه ها هم همین ساعت عربی .... دوست خوب به این میگن :) &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدترین اتفاق این هفته موهام بود . سرش موخره گرفته بود رفتم ارایشگاه به خانم ِ گفتم این تازه این طوری شده 3 سانت بزنی بسه ِ . بعد یهم دیدم قیچی زد 1 وجب از موهامو کوتاه کرد !! دقیقا یک وجبو 3 سانت کوتاه کرد ... فقط می خواستم بزنمش ! خوب شد بهش گفتم 2 روز دیگه مجلس داریم وگرنه موهامو قارچی میزد . تا حالا زیر دست هرکی نشستم به کمتر از 1 وجب رضایت نداده :(( تازه غرغرم میگرد که هنوز باید کوتاه کنم . شب اومدم خونه باقی مونده چپاولشو اتو کردم ببینم چه شکلی کرده منو . این قدر حرص خوردم که واسه عروسی چه خاکی تو سرم بکنم که کنسل شد ولی به هر حال رید ِ دیگه . یادتون ِ از موهام تعریف کردم. فک کنم زبون خودم سق داره ، نه &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/22.gif&quot; alt=&quot;خنثی&quot; title=&quot;خنثی&quot; /&gt; !؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساعت 12 میزنگم شب کاری .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;_ : سلام خانمم .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;+ : سلام عزیزم خسته نباشی . اگه کار داری که بعدا بزنگم ( سوال هر شبم )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;_ : نه گلم کار نداشتم ( جواب هر شبت ) &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;+ : چه طوری که من هر وقت میزنگم میگی کار ندارم !  پس اونجا چه کار میکنی تو !! خوب بیکاری برو بخواب ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;_ : نه خانمی کار دارم ولی تو از همشون مهمتری واسم :) .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و من که یه حس مبهم وجود میاد درونم . یه حس ِ خوب ِ مهم بودن ، ارزش داشتن .... مرسی واسه همه این حسای خوبی که واسم میسازی .&lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;51&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/Vishenka_11.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 21:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه چیزانه !!</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>
این قدر از ادمایی که وبشونو چند وقت ول میکنن میرن بدم میاد :)) نه من که اون جوری نیستم ..... اصلا نمیدونم چرا حس نوشتنم نمیامد این 1 هفته :|  یعنی الان من این همه نوشتم حس نوشتن نداشتم تازه :))
&lt;p&gt;این چند روز تعطیلی هم بیکار نشستیم سماغ مکیدیم ! البته 1 بار با فامیل بابا نهار رفتیم بیرون . قرار بود بریم طرقبه دیزی بخوریم یهو نمیدونم چرا سر از پدیده دراوردیم بعد چون چند تا گفتن غذای اونجارو دوس ندارن رفتیم یه جای دیگه ولی کلا ما رفته بودیم دیزی بخوریم متوجهین که !؟ خونه مامان بزرگمم رفتم خونه داییم هم رفتیم خونه اون مامان بزرگمم رفتیم دیگه اینکه الان که فک می کنم میبینم خیلی هم سماغ نمکیدیم :))  &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گوشیم هفته پیش به فنا رفت ! یعنی مثل اینکه میگن تقصیر خودمه ولی من که این طوری حس نکردم&lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/65.gif&quot; alt=&quot;whistling&quot; /&gt; . به هر حال بردم تعمیر گف خیلی ببخشید خانم ریدی تو گوشیت ! البته اقاهه مادبانه تر گفت . گف چه قدر ضربه خورده ؟ فرمودم خیـــــلی تا دلت بخواد . حتی می خواستم واسش تعریف کنم از یه وسیله پرت شدم گوشیم هم از اونجایی که تو جیبم بوده همراه من پرت شده که بیخیال شدم . ولی این سامسونگ خیلی اب زیره کاهه ! این 6 ماه این قدر بچه خوبی بود بعد یهو فک کنم باهاش بد حرف زدم ازم ناراحت شد . گف میفرستم تهران کار اینجا نیست . فعلا ما داریم با این گوشی سابق حال میکنیم :| یعنی تو یه وجه مشترک پیدا کن بین اینا . اون سامسونگ و لمسی که سیستم عاملشم ویندوز بود و جیگر من بود این یکی نوکیا و غیر لمسی و گوشکوب با سیستم عامل سیمبین که اصلا هم جیگر من نیست ! یعنی این قدر شبیهن که من اصلا حس نمیکنم گوشیم عوض شده &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/22.gif&quot; alt=&quot;خنثی&quot; title=&quot;خنثی&quot; /&gt;حالا پرتغا فروش مسئله میدونین کجاست !؟ اینجا که این گوشی من 16 گیگ حافظه داشت و کلا چون سامسونگ جماعت اگه memori بزاری روش سرعتش به گ.ا میره و منم والا با این همه نیازی ندیدم و نذاشتم ، و اون گوشی الان پر عکس ِ و تو این هفته زبر دست 2 تا تعمیرکار رفته که این اخری فرستادش تهران . کلا خواستم بگم عکس یه دختر شبیه سنجاب دیدین تو نت بدونین عکس خاله باران ِ :| خیلی واسم مهم نیست ولی جون هرکی دوس دارین کلمو بر ندارین بزار رو تن یه خرس گریزلی ! &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.unlockallcellular.com/images//products/nokia-n91.gif&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#009900&quot;&gt;نوکیا&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; ...&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.gsm.ir/media/phones/1613/otherpics/2.gif&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#009900&quot;&gt;سامسونگ&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3شنبه خاله جان زنگید که بیا کمک 2 تایی تا سارا سر کاره دکوراسیون اتاقشو عوض کنم منم نکه پام سالم بود پریدم تو تاکسی و رفتم . بعد اونجا که رسیدم فهمیدم منظور از 2 تایی یعنی خودت با خرزو خان&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt;. البته خودم دیدم خالم کمرش درد میگیره گفتم تنهایی میتونم . ولی پام این قدر ورم کرد شبش که روز بعد پریدم فیزیتراپی عمه جان :)) دیگه کلی روغن و کرم و اب داغ تا به حالت قبل از رفتنم برگشت . &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داشتم با نگین از جلو این کفش فروشیا رد میشدم بعد با حسرت این چکمه هارو نگا میکردم . نگین میگه خوب چرا نمیخری یکم نگاش میکنم میگم من با این پام اگه چکمه حتی با 1 سانت پاشنه بپوشم میدونی چی میشه !؟ میگه نه چی میشه !؟ میگم این پام به اون یکی میگه برو گه تو بخور :| البته حدود 1 ماه دیگه میتونم بپوشم . این قدر این چکمه های صدف چشم منو گرفته که خدا میدونه . در عین سادگی شیک بود با یه پاشنه خیلی قشنگ وااای عاشقش شدم . ص َ صَ از مامانت بپرس از کجا خریده اونارو منو نگینم می خواییم &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/38.gif&quot; alt=&quot;خوشمزه&quot; title=&quot;خوشمزه&quot; /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گلاب به روتون اقا این قدر به این دستشویی فرنگی ِ عادت کردم . دیگه الان کاملا بعد 2 ماه به تفاهم رسیدیمو حرف همو میفهمیم ! البته اون بیچاره که حرفی نداره واسه گفتن بیشتر منم که میگم اونم فقط در سکوت گوش میده و تایید میکنه :)) یعنی روز اول که رفتم کتابخونه این قدر خورد تو ذقم که چرا کتابخونه های این مملکت نباید فرنگی داشته باشه ! اصلا بهم بر خورد این سوراخرو تو زمین دیدم  ایییییی ! کلا ترجیح میدم از 7 صب تا شب یه جوری خودمو کنترل کنم ولی مگه این هوای سرد لامذهب میزاره !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داشتم مجله می خوندم نوشته بود این لکه های پوستی به خاطر افتاب ِ بعضی جوشا به خاطر افتاب ِ و کلی چیزای دیگه واسه افتاب ِ و واسه جلوگیری از همشونم ضد افتابو توصیه کرده بود ! تهش انچنان خر فهممون کرد که ضد افتاب باید بزنی پدر من کلا بعدام به این نتیجه رسیدم که درمان خال و جوش و سرطان و ایدز و....  ضد افتاب ِ ! ضد افتابمو از تو کشو میزارم وسط میزم که صب یادم نره خدایی نکرده برم بیرون ایدز بگیرم &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهشاد این هفته اصلا تعطیلی نداشت و تازه بدتر از همه شب کار بود چون واسه شب Q.c نداشتن این بیچاره مجبور شده این چند روز تعطیلی بره سر کار . الانم سر کاره بچم . الهی خانمیش فداش بشه . 7 صب میرسه خونه 8 دانشگاه کلاس داره تا 6 شب باز 6 میاد خونه 7 تو سرویس ِ میره سر کار . کلا از هفته هایی که بهش شب کار میافته متنفرم ! تو این جور هفته ها این قدر دلم میسوزه واسش که کلی غر میزنم نرو سر کار . عملا من جاش کم میارمو غر میزنم :| خوب چه کار کنم خودم میدونم من نباید غر بزنم و باید تشویقشم بکنم به خاطر این تصمیمش ولی خداییش نمیتونم دیگه . اصلا چرا باید بری سر کار تو &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif&quot; alt=&quot;ناراحت&quot; title=&quot;ناراحت&quot; /&gt;!؟ پسره قد بیخیال تصمیمت شو دیگه تازه باباتم کلی خوشحال میشه تو نری سر کار . چی من خانمی بدیم که اینارو میگم !؟ خودم میدونم .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نظرارو میزارم رو تایید چون از صب تا 7 کتابخونه ام نمیتونم جواب بدم . وقتی اومدم همرو  جواب میدم . &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 22:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارش  !</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;وااااااااااااااااااااااااااااای پسر کارت عالی بود . چه قشنگ شد وبم &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;قلب&quot; alt=&quot;قلب&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خوب به منم یاد بدین چه کار میکنین با این کدا که این طوری میشه . خوب میدونین که منم خجالتی خوب اگه باز بخوام تغییر بدم اصلا روم نمیشه بگم که !! کتاب خاصی داره این کد نویسی !؟ اگه داره بگو میرم میگیرم . خیلی دوست دارم یاد بگیرم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بابا حداقل اسمتو بگو ! من که نمیتونم بهت بگم اقای لبخند :)) نمیگی !؟ خودم واست اسم میزارم اصلا . ارش !؟ اشکان !؟ کورش !؟ خوب ارش تصویب شد . از این پس تو را ارش کمانگیر مینامیم :)) اها باشه همون ارش خالی مینامیم . &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;نیشخند&quot; alt=&quot;نیشخند&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خوب بابا جان به نظر شما من چرا 2 تا امار گیر دارم؟نکه خیلی اماره وبم بالاست 2 تا گذاشتی که اگه یکی هنگ کرد اون یکی باشه :))؟ این یک موردو خودم بلتم درستش میکنم . رنگ قالب پر رنگتر شده یا عکس کمرنگ شده !؟ یا من این جوری حس میکنم !؟ قابل یکرنگ شدن هست !؟ میگم میشه تو اون عکس بالا پسر رو یکم تپل تر کنی &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt; خوب به من چه مهشاد تپل ِ . ها !؟ چرا درک نمیکنین منو ! نکه من خودم اَد شبیه همون عکسم واسه همینه که می خوام مهشادم شبیه بشه ملتفتین که :)) این تیکه اخرو شوخی کردم ها ! تو که ازت همه کار بر میاد میترسم بری این پسر رو هم تپل کنی . میشه اون روز نوشت های خاله باران بیاد بالای ( اینجا از خاطراتم ..... ) !؟ مطمئنی فقط 1 سانت بزرگش کردی !؟ چرا این همه شده &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;نگران&quot; alt=&quot;نگران&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/17.gif&quot; /&gt; میشه یکم کوچیکتر ؟ اون مداده هم نباشه . باز جان ما نری واسه این یه تغییر کوچولو یه وب بسازی ! تو همین اخری بزار ! هر وقت بیکار شدی ها ! اصلا نکه گفتی دوست داری این کارارو منم به خاطر اینکه هی بیکار نباشی میگم میفهمی که ! بیخیال بالایی ها به خدا دیگه روم نمیشه .  خوب خانم ها اقایان هر نظری دارین بگین ! خجالت نکشین خودم درست میکنم ! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;جدا چرا یه وب نمیزنین !؟ میتونین جفتی از خاطرات این روزاتون توش بنویسین ...... حیف ِ این روزا همین جوری بره و ثبت نشه . یکم از خودتونم واسم بیا بگو . این همشهری ما چند سالشه !؟ اصلا مارو با هم دوست کن ببینم&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;مژه&quot; alt=&quot;مژه&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/5.gif&quot; /&gt; اصلا از این به بعد با مهشاد بیا با همم برگردین این جوری تو راه تنها نمیمونین :)) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بچه ها فنتم واسه خودم غاطی پاتی میاد یعنی گاهی سایزش کوچیکه گاهی بزرگ ! واسه شما هم همین جوره !؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نمیدونم چه جوری تشکر کنم . واقا مرســــــــــــی .... میدونی بعضی کارا بد جوری به دل ادم میشینه :) . ایشالا یه روز وب میزنی خودم به تنهایی میام قالبشو درست میکنم :))&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(0, 204, 0);&quot;&gt;بعدا نوشت :&lt;/font&gt; ایول همونی شد که می خواستم .... یه دستو چیغ هورا واسه ارش کمانگیـــــــــــــــر :)) خیلی زحمت کشیدی . خوبه پس هم سنیم . منم خیر سرم دارم دوباره واسه کنکور می خونم . خاله جان نظراتو خصوصی نذار تا بتونم جوابتو بزارم :) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 09:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کافی شاپ !</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;5شنبه طی یه عملیات خود کفایانه تصمیم گرفتم با این پام برم خرید ! حالا بماند که من فقط 15 دقیقه در تلاش بودم که کفشم پام بشه ! نزدیک ترین جای خرید به خونه ما راهنمایی ِ . این خیابون راهنمایی همون جور که از اسمش معلومه یک خیابونه درازه که از اول تا اخرش مانتو فروشی و شال فروشی ِ و البته مغازه های دیگه هم داره ولی اکثرا راهنمایی معروف ِ به خیابون مانتو خریدن . از در خونه که درامدم کلی به خودم امیدواری دادم که نه تو نمیلنگی و از این حرفا و از اونجایی که نمیلنگیدم مسیر 15 دقیقه ای تا راهنمایی رو به نیم ساعت رفتم ! هم تا سر کوچه 10 دقیقه طول کشید ( در حالت عادی 2 دقیقه )  مرگ نخند &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;منتظر&quot; alt=&quot;منتظر&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/45.gif&quot; /&gt;! از سر راهنمایی شروع کردم خیلی هم به خودم و پام فشار میاوردم که نلنگم یعنی اون قدر خسته شدم که تو اون هوای سرد از گرما سویشرتمو در اوردم ! بعد فک کن من این همه سعی کردم یهو یه پیرمرده از این مَشتیا که انگار بلندگو قورت داده داد زد : خدا بد نده دخترم چی شده . منم خیلی اروم گفتم پام شکسته بوده ! اقا دیگه این جوری بهتون بگم از سر راهنمایی تا تهش همه فهمیدن من پام شکسته بوده منم لبخند زنان به راهم ادامه دادم و دیگه نیازی ندیدم که نلنگمو تا دلم خواست قر دادمو راه رفتم&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt;ولی خیلی اذیت شدم . دیگه وسطای راه می خواستم بشینم گریه کنم این سرمای لعنتی انگار داشت پامو سوراخ میکرد از یه طرفم خوب کفشم فشار میاورد ... فقط تا 2 ساعت بعدش تو حمام پام تو اب جوش بود واسه همین یکم دیر رسیدم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واسه نگار که سوم راهنمایی ِ یه بسته 12 رنگ از این روان نویس استدلرا خریدم با یه دفتر خاطرات جیگر که قفل داره و برگه های توشم خیلی قشنگ بود با یه گوسفند بامزه که جیب داشت ! ورژن زمستونیش بود . اقا گوسفنده به خاطر سرما دستاشو میکرد تو جیبش :)) واسه نوشین هم یه عروسک خرس گنده . حالا خیلی کم جلب توجه میکردم که اون پلاستیک گنده ِ عروسکم زدم زیر این بغلم بقیه رو هم زیره اون بغلم با دندونامم کاغذ کادورو نگه داشته بودم یحتملان&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#990000&quot;&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;40&quot; alt=&quot;I don&apos;t know - New!&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/106.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تولد که عالی بود . یه تاپ مشکی دارم که روش یه جاهایی سفیده اونو پوشیدم با شلوار لی با لاکای صورتی ِ جیغ و یه ارایش تپل. موهامم دورم اون سرویس جدیدمم که بابام داده چون سفید مشکی ِ انداختم . منو ایما و صدف هم قاطی مهمونای نگار نوشین دعوت بودیم . کلی نشستیم حرف زدیم . وااااااای این قدر خوب بود &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;قلب&quot; alt=&quot;قلب&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;جمعه هم گفتیم سارا و سروش اومدن ناهار خونه ما ( نکه دلمون هی تند تند واسه هم تنگ میشه واسه همینه ) هرچی واسه شام منو سارا گفتیم 4 تایی بریم خیابون گردی بعدم بریم شام گفتن نه زنگ بزنین بیارن ! از اخرم نشستیم به حکم بازی کردن تا شام بیارن .... یه پیتزای ِ افتضاحی خوردیم جاتون خالی . پیشنهاد سروش ِ بزغاله بود &lt;img height=&quot;0&quot; width=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.moppo.net/anisigns/signer/mad/mad.gif&quot; /&gt;. گف این پیتزایی اولین پیتزای مشهده البته اینو که راست میگفت از سال 1360 تاسیس شده بود ولی پیتزاش فاجعه بود مخصوصا قارچ و پنیر سارای بیچاره :-&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;امروز با اجازه بزرگترا تشریف بردیم کتابخونه ! یه دستو جیغ هورا واسه خالــــــــــــــــــــــــه :)) از 7 صب تا 7 شب البته فقط 6 یا نهایتا 7 ساعت خوندم چون روز اولی عادت نداشتم خیلی بازدهی نداشت فردا نمیتونم برم ولی 3شنبه دوباره میرم . امروز این سرمای لعنتی زیادی پامو اذیت کرد طوری که رسیدم خونه دیگه نمیتونستم راه برم اقایم گف یه حوله بزار رو رادیاتورت هی داغش کن بپیچ دور پات منم که حرف گوش کن فقط به جای این کار کلا حولرو پیچیدم دور پام و پامو گذاشتم رو رادیاتور&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt; فرق نداره که مهم نفس عمله و نیت که درست بود و به حمدالله سلامتی حاصل شد . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;مهشاد الان خوبه ولی سه شنبه چهارشنبه حالش افتضاخ بود یعنی این جوری بگم اقا جان زیره سرم بود . از اونجایی که این پسرمون عاشق تشریف دارن سه شنبه تو دانشگاه خط ایرانسلشو گم میکنه ، شبم با باباش میره دکتر ساعت 11 و به من گف ایرانسل مامان دست من ِ بعدم که دکتر به غیر قرصو پینیسیلین سرم داده واسش میرن درمانگاه و مهشاد ساعت 2 اومد و فقط خوابید ! دیگه من با خیال راحت به خط مامانش sms های قربون دستو پای بلورینت بشمُ الهی بمیرم واسه اقایی تب کردمو اینا میفرستادم ! بعد صب کاشف به عمل اومد که کلا خط دست مامانش بوده . منم sms ای دیشبو که به خط مامانش فرستادمو به خط دولتی خودش فرستادم . هم شروع کرد به خوندن پق زد زیره خنده ! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;کوفت درد نخند ابرو واسم نزاشتی ! اینم با خیال راحت میگه خوب اشکال نداره باید بالاخره یه روزی بیشتر اشنا میشدین دیگه &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;27&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;41&quot; onmousedown=&quot;showAddress(this.src)&quot; src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/flirtysmile2.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. مامانشم به اقازاده فرمودن بله من خودم فهمیدم sms های تو بوده و سوت سوت زنان رد شدن که ما خیلی شرم سار نشیم !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یکی از خواننده های خاموش وبم که خودش تهران ِ و خانم والدشون مشهدن و هم شهری ِ ما هستن و البته من هنوزم ادرسشونو ندارم این قالبمو واسم کلی تغییر دادن و خوشکل کردن . واقعا ممنونم . این قدر خوشحال شدم وقتی کامنتتو می خوندم که خدا میدونه . اصلا فک نمیکردم یه خواننده همچین کاری بکنه .اگه میشه عکسای اون کنارو بردار قالب خیلی سنگین شده تازه جای نوشتنم باریک شده من تازه ترجیح میدم همینم 1 سانت عریض تر بشه .بعد اون قلب صورتی مشکیا هست بکن سبز مشکی . اقا من خیلی پروام&lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; alt=&quot;whistling&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/65.gif&quot; /&gt;!؟ راستی این قالبی که ساختی بالاش این عکسه نیست یا واسه من باز نشد ؟! همین دختر پسرا که دوچرخه سوالی میکنن که من خیلی دوسشون دارم نیستن چرا !؟ بعد این پیوندا هم همین سمت راست باشه . اها گفتی کلا برم گمشم نه :)) اقا اصلا یه کار راحتتر !همین قالب خودم هست اگه میشه فقط جای نوشتنشو یک سانت بیشتر کن یعنی نیم سانت از این ور نیم از اونور که ترازش بهم نخوره بعدم این قلب مشکی سبزارو بین نوشته هام بیاد همین . مهم اینه که من از ته قلب وقتی نظرو خوندم خوشحال شدم . بازم مرسی واسه زحمتی که کشیدی و وب قشنگی که درست کردی . اگه وب مینویسی خوب ادرسشو بزار واقعا دوست دارم بخونم و باهاتون بیشتر اشنا بشم . اقا اون حرفای بالا بی خیال بیا به خودم یاد بده . همون ضرب المثل ِ ماهی گیری یاد دادنو اینا اقا.نه اول این قالب خومدمو تغییر بده بعد بیا یادم بده بعدم ...من همون برم گمشم بهتره :-&quot; &lt;a href=&quot;http://g-love-test.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;قالب&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;حالا شما نظر بدین. عکس بالای قالب خودم باشه یا این جدیده . از عکس این جدیده هم خیلی خوشم اومد :)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تو پاییزی ترین روزای این سال تو این خیابونای سرد جای دستات تو دستام خالی ِ . دستایی از سرما میکنم تو جیبم چون دستی نیست که گرمشون کنه ... هیچ وقت فلسفه ی این فاصله رو نفهمیدم فقط میدونم این روزا عجیب دلم می خواد کنارت باشم دستتو بگیرمو بهت تکیه بدم و قدم بزنیم بدون فک کردن به مقصد فقط بریم و من گاهی شلوغ بازی دربیارم و تو بهم بگی وروجک کوچولو نکن گاهی خودمو لوس کنم تا تو مجبور بشی نازمو بخری و از همه بدتر با انگشت به ادما اشاره کنم و در موردشون دم گوشت پچ پچ کنم و گاهی بهت تکیه بدم و ویترین ِ بوتیکارو نگاه کنم و تو هر دقیقه هزار بار ازم بپرسی سردم که نشده ؟ و منو بچسبونی به خودت تا گرم بشم . دلم می خواد دوتایی بریم یه قهوه گرم بخوریمو تو مثل همیشه زل بزنی به من  و من انعکاس عکس خودمو تو چشای روشنت نگاه کنم و ..... .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;لازم نیست بگم این پاراگراف اخر مخاطب خاص داره نه !؟ میدونم که همه میدونین من اخرای اپام مال کیه &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fatgirl.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;قلب&quot; alt=&quot;قلب&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif&quot; /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 22:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه شب با طعم انفلانزا ... </title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>
 
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://manoaghamon.persiangig.com/SNC00169.jpg&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;عکس تمام رخ با گچ&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;;;)      &lt;/font&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://manoaghamon.persiangig.com/SNC00168.jpg&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;عکس نیمرخ با گچ :))&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;        &lt;/font&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://night-skin.com/upload/images/zcmh8yjzv0ywpp55pozq.jpg&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;پای بیچاره بی گچ :((&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اون عکسایی که اون بالا میبینین پاهای یه ناقص الخلقه نیست عکس پاهای من ِ &lt;/font&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;! چند تای اول با گچ ِ بعدیا بی گچ . اصلا از شنبه که پامو باز کردم این قدر خورد تو ذوقم که رفتم تو خودم تا همین امروزم بیرون نیومدم :( اصلا فک نمیکردم این قدر ورم داشته باشه و کبود باشه :(( کلی الان از پای خودم بدم میاد . کلی هم درد میکنه اصلا ذره ای هم تکون نمی خوره یا خم نمیشه . کلا با گچ بود قشنگتر بود نه  &lt;/font&gt;&lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/hanghead.gif&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;؟ اخی این پام چه کوچیکو حیونکی ِ در کنار این یکی :)) اول عکس تکی گذاشتم بعد دیدم این جوری معلوم نمیشه چه قدر ورم داره واسه همین یه عکس دسته جمعی گرفتم  D:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;از 5شنبه بگم که منو رضا همین جور اویزون سارا شده بودیم ! اصلا از ما اصرار از سارا انکار ! دیگه بعد 1 ساعت بچم این قدر تحت تاثیر اصرار ما قرار گرفت که حتی جمعه هم بود و 2 روز موند خونمون&lt;/font&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; اون که نمی خواست بمونه اما من با یه اشارت به رضا فهموندم بره کفشاشو قاییم کنه دیگه اون بیچاره هم مجبور شد :)) جمعه هم قرار شد بریم بیرون . دیگه قرار شد بریم سینما فیلم نیشو زنبور ! تنها جایی که من میتونستم بیام .دیگه اقا رفتیم که بریم و از اونجایی که جلو سینما جا نبود بابا رفت تو یکی از کوچه ها پارک کرد و ما با سلامو صلوات پیاده شدیم ! خیلی هم به خودم روحیه میدادم که وای دختر چه گچ شیکی داری از کجا خریدی&lt;/font&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/5.gif&quot; alt=&quot;مژه&quot; title=&quot;مژه&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اصلا رنگ سویشرتمم با گچم ست کردم همه حالشو ببرن . حالا رسیدیم جلو سینما صفو که دیدیم قید سینما رو زدیم . بعد 10 دقیقه هم اقاهه فرمود بلیت تمام شده است ! باز ما لنگان لنگان با لبهای اویزون رهسپار خانه شدیم . البته اول رفتیم سارای گلمو رو رسوندیم. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;دیشبم عمم سفره داشت و ما کلی به خودمون رسیدیم بعد چند وقت و اون موچین بی صابو که 2 ماهه گم شده پیدا کردم یه دستی هم به ابرو زدیم و موهارو اتو کرده ریختیم دورمان و اونجا بود که فهمیدم جدی جدی نیاز به کوتاه شدن داره ! موهای این هندیارو دیدی منو دیدی انگار . یه ارایش شیکم کردم که خودم جلو اینه کلی قربون صدقه خودم رفتم . بعدم رفتم سفارشایی که دفعه پیش گذاشتنو تحویل دادم همه هم راضی بودن بعد چون فامیل بابام منو خیلی دوس دارن حتی 1 قرون هم تخفیف نگرفتن یعنی رسما من داشتم خودمو خفه میکردم که 500 تومن تخفیف بگیرین لاقل &lt;/font&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;29&quot; src=&quot;http://vadrouilles.moto.free.fr/smileys/cuckoo.gif&quot; alt=&quot;cuckoo.gif : 29 par 18 pixels.&quot; title=&quot;cuckoo.gif : 29 par 18 pixels.&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;! فقط خدا شاهده من چه قدر ناراحت شدم :-&quot; .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;امروزم دوباره سفارش گذاشتم . من نه ها طنین جان گذاشت که هنوزم پولش واریز نشده :( از عصر بابا به همه بانکا رفت ولی گف امشب یه مرگیش بوده واریز نشده حالا گف ساعت ۵  که میرم پیاده روی دوباره امتحان میکنم  وای ببخشید طنین جان دیر شد &lt;/font&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/29.gif&quot; alt=&quot;چشم&quot; title=&quot;چشم&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;. دیشب سارا زنگید که یکی از دوستای الهام داره میاد و بیا هی تند تند سفارش بزار اون واسمون بیاره . امروز خوشبختانه نصف بیشتر سفارشامو داشت :) واسه خودمم یه رژ سفارش دادم . کلا من هر دفعه واسه کسی سفارش میزارم یه چیزیم واسه خودم میزارم که تشویق بشم به کار &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;شما که نمیدونین من چه جوری سفارش گرفتم از خانواده ! بابام ساعت 1 تقریبا از خستگی داشت بیهوش میشد که من همین جور اویزونش شدم که سفارش بزار هرچی گف خوب بابا جان تا صب که فرار نمیکنم صب&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; بیا &lt;/font&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/37.gif&quot; alt=&quot;خمیازه&quot; title=&quot;خمیازه&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;. گفتم&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; نه الان اونم دید پول چرکه کفه دست ِ و پول کیلویی چندِ خوابو بچسب ! گف هر چی می خوای سفارش بزار ! منم گشتم گرون ترین کرم ضد چروکمونو واسش سفارش گذاشتم ! حالا که بهش دادم میگه این چیه میگم کرم ضد چروک ! میگه من کی خر شدم همچین چیزی از تو خواستم اخه مرد این چیزا به چه دردش می خوره !؟ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;من :&lt;/font&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/65.gif&quot; alt=&quot;whistling&quot; /&gt; البته خداییش بهترین کرم کاتالوگو که 100 نفر ازش تعریف کردن گرفتم ! خیلی هم پست نشدم :))&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;از 4شنبه اگه خدا بخواد قرار تشریف ببریم کتابخونه.اونم با دمپایی چون احتمالا پام همچنان تو کفشم جا نمیشه . بابا باید ببرتم و خودشم بیاد دنبالم . واااای کی حوصله داره ساعت 7 صب بیدار بشه :(( نگین از یه کلاس شیمی خیلی تعریق کرد ایشالا شنبه میرم ثبت نام میکنم . البته الان 1 ماهش گذشته ولی تا دم کنکور هست . واسه فیزیکمم دوس دارم معلم بگیرم . می خوام ببینم اگه رویا هم می خواد با هم بگیریم . اینم اتفاقا نگین تعریف کرده ! یعنی من اگه کنکور قبول نشم تقصیر نگین ِ&lt;/font&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;19&quot; src=&quot;http://vadrouilles.moto.free.fr/smileys/yes.gif&quot; alt=&quot;yes.gif : 19 par 18 pixels.&quot; title=&quot;yes.gif : 19 par 18 pixels.&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اخرای اپمم که زنگ میزنی حدودای 1 شده!سلام که میکنی از صدای گرفتت شکه میشم و از اینک به این زودی زنگ زدی چون میدونم که امتحان داری و تا 8 سر کار بودی تا 10 هم خوابت برده ناخوداگاه .میبینی دارم مینویسم می خوای قطع کنی که من سریع پامیشم از پای سیستم چون تو از همه چیز واسم مهمتری . میگم درسات تموم شد با همون صدای گرفته میگی نه خیلی نخوندم.با چرا چرا گفتن من میگی یکم حالم خوب نیست . وقتی اینو میگی میفهمم خیلی بیشتر از یکم ِ چون تو هیچ وقت تا حالت خیلی بد نشه به من نمیگی که جوش نزنم . سرما خیلی بدی خوردی دوباره صبم از کارخونه رفتی درمانگاه شهرک و 2 تا امپول زدی&lt;/font&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif&quot; alt=&quot;ناراحت&quot; title=&quot;ناراحت&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;.تن بی حالتو بغل میکنم ،تب داری ... داغ ِ داغ ِ . تب و لرز داری و تنت درد میکنه . میگی ولم تن ازم میگیری محکم تر میگیرمت تو بغلم که نتونی دربیای . هیچ چی تو دنیا باعث نمیشه که بغلت نکنم یا نبوسمت عزیزک تب کرده من حتی ویروس . این قدر حرف میزنیم تا شارژمون تموم بشه مثل هر شب :)&lt;br /&gt;من میام تا پستمو بفرستمو دوباره برم تو بغلم&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; بگیرمش&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; این پسرک تب کردمو ......... !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مهشاد که مریض میشه وقتی میبینم کاری نمیتونم واسه خوب شدنش بکنم فقط دلم می خواد گریه کنم واسش &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;img src=&quot;http://www.kolobok.us/smiles/he_and_she/girl_cray3.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 23:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرویس شدن !</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;امشب بد جوری بی خوابی زده به سرم . البته نه فقط من الان فهمیدم مهشادم بی خواب شده چون الان بهم میس زد ( اصلا تفاهمو میبینین !! ) . از اونجایی که امشب هیچ کدوممون شارژ نداشتیم نزنگیدیم و نحرفیدیم و اس هم ندادیم و دیگه ای بسوزه پدر این پول که همه این اتیشا از گور اون بلند میشه ! مهشاد هنوز کارتش درست نشده و پول نداشت و منم که پا نداشتم که برم هر چی به رضا گفتم شارژ می خوام نرفت &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنثی&quot; alt=&quot;خنثی&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/22.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;از یه وبی خوشم اومد و از اونجایی که من وقتی از یه وبی خوشم بیاد همه ارشیوشو باید بخونم تا نظر بدم واسه همین از 1 تا حالا داشتم می خوندم! تا حالا واژه سرویس شدنو شنیدین! اینا الان من در اون وضعیتم&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt; این فرد مذکور در عرض 4 ماه 100 تا پست گذاشته و این قدرم طولانی مینویسه که سرویس شدم دیگه ! حالا یکی نیس بگه دختر مگه مجبوری .... عادته دیگه چه کارش کنم . &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;فردا قراره سارا بیاد اینجا که مثلا کاتالوگاشو بگیره بعد با اصرار پی در پی من که اصلا بدون تو نهار نمیچسبه و اصلا دلم واست یه ذره شده عزیزمو ( اصلا که من هفته پیش اونجا نبودم ) نهار هم بمونه و بعد هم همین جور نمیدونم به یه بهانهای بمونه تا شب بعدم با ما شام بیاد پایین&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;img height=&quot;19&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;29&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; ولی کلا سارا داره میاد کاتالوگاشو بگیره !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;به مهشاد میگم به نظرت این مسئولای اریف لیم به روح اعتقاد دارن میگه منظور !؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;میگم هیچی بابا می خواستم بگم ای به روحشون صلوات ! مهشادم کاملا باور کردا ..... :-&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یکی بیاد منو بغل کنه واسم لالایی بگه بخوابم :(( &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;قالب جدید چه طوره !؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;راستی این ادرس وبی که اونشب می خوندم ... یه دختر مهربون و با اراده خیلی زیاد &lt;a href=&quot;http://fatgirl.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#006600&quot;&gt;خانم تپلی&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;قلب&quot; alt=&quot;قلب&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 00:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نصفه شبانه !!</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
اخر این فیلمارو دیدین !!!! شمس العماره که ریـــــــــد به معنای تمام
. یعنی باز اون دلنوازان یکی از شخصییتای مهمش مرد اخرشم معمولی تموم شد
نه رویایی . ولی شمس العماره کشت منو مخصوصا اون صحنه اذون ! من نفهمیدم
هدف کارگردان چی بود &lt;img height=&quot;19&quot; width=&quot;33&quot; src=&quot;http://vadrouilles.moto.free.fr/smileys/boredsmiley.gif&quot; alt=&quot;boredsmiley.gif : 33 par 19 pixels.&quot; title=&quot;boredsmiley.gif : 33 par 19 pixels.&quot; /&gt;!؟ می خواست بگه اینا هم مثلا نماز خونن یا لیلا یهو
دچار یه حالت روحانی شد و بعد تصمیم گرفت با هیچکی ازدواج نکنه تا عاشق
بشه . بعد یهو درو رو امین حیایی باز کرد یک دل نه صد دل عاشقش شد تازه
نکته جالبش اینجاس که امین حیایی هی سرشو می نداخت پایین وقتی لیلا بهش ذل
زده بود !! ارواح عمشون که پسرای این دورو زمونه این جوری باشن ! هی از
اول فیلم بحث سنتی ازدواج کردن بود اخرش خراب کرد و شد اون مدل ازدواجایی
که طرف تو یه نگاه مثلا گرفتار میشه .... &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;سبز&quot; alt=&quot;سبز&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/31.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;شفارشامم رسید . میدونین معمولا وقتی سفارش میدی 2-3 روز بعدش
با پست
میرسه ولی مال من این دفعه 1 هفته طول کشید بعد هی سارا گف کنسل شده هی من
حرص خوردم که 100 تومن پول نازنینم بر باد رفت که نرفت البته ! بعد یه چیز
باحال بگم حدود 2 ماه پیش کاتالوگ جدید اومده بود ولی ما سفارش نزاشته
بودیم تا هفته پیش که من یه پک 20 تایی واسه خودمو سارا سفارش دادم و
امروز رسید که زنگیدم به سارا بیاد بگیره کاتالوگاشو .( 
سانســــــــــــــــــــــــور شد ! از مقامات بالا دستور رسید که فرد
مورد نظر ما وبلاگ نویس می باشد و ما مجور شدیم این چند خطو سانسور کنیم .
هر کی خوند که خونده نخونده ها هم دلشون بسوزه می خواستین صب زود پاشین
بیاین بخونن&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#164f73&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt; font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt; )&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
سربسته بگم یه مساله ای بود در مورد کارای این شرکت و اینکه چرا این
اجنبیا با منو سارا هماهنگ نمیکنن این کارای غافلگیرانشونو :|!! اصلا یعنی
چی خوب ما ناراحت میشیم :)) بعد مساله دیگه ای هم که بود اینکه به نظرتون مسئولینش به روح اعتقاد دارن :))))&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#164f73&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt; font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt; &lt;br /&gt;
&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
5شنبه هفته دیگه تولد نگار و نوشین ( خواهرای نگین دعوت شدم ) فک کنم
یکیشون دوم راهنمایی باشه اون یکی هم اول . بعد من اصلا نمیدونم واسه بچه
تو این سن چی میخرن یا چی دوست دارن ! خودمم یادم نمیاد 7-8 سال پیش که سن
اینا بودم دوست داشتم چی کادو بگیرم . دیگه اینکه حسابی موندم چی بخرم
واسشون . کتابو لباس که نمیشه . واقعا نمیدونم اصلا رمان یا داستان می
خونن یا نه . لباسم نه سایزشونو دارم نه سلیقشونو میدونم . حالا دیگه
همسایه ها یاری کنین تا ما یه تولد بریم خیر سرمون ! از همه بدتر اینه که
لباسام تموم شده ! دیدین من هی گفتم لباس لازم دارم هی گوش ندادین ! اصلا
از همه مهمتر من نمیتونم تو این تولد برقصم :(( حالا من چه کار کنم ! یعنی
ادم بعد این همه مدت بره مهمونی مجبور بشه یه جا بشینه ذل بزنه به رقصیدنه
بقیه &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;img height=&quot;17&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;23&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/127fs4730978.gif&quot; /&gt;!!!  عذاب از این بزرگتر دیده بودین ، جان ما !
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;مهشادم که کارش شده گشتن دنبال خونه . از سره کار یک راست میره بنگاه
تا 11 شب بعدم که میاد خونه دیگه هلاکه بچم . اگه خیلی سعی کنه تا 12
بیدار میمونه که من بزنگم که اکثرا اگه تا این مرحله دوام بیاره مرحله
بعدی گیم اوره :)) یعنی هی میبینی خوابش میبره و تو داری با خودتو عروسکات
حرف میزنی . بعد این مرحله یهو فرشته مهربون میگه اخی چه قدر خسته بود و
یکم ساکت میشی و صدای نفسای ارومشو گوش میدی و همین جور تو دلت قربون صدقش
میری و تو خواب بوسش میکنی و صبر میکنی تا خوابش عمیق تر بشه و قطع میکنی&lt;img height=&quot;32&quot; width=&quot;72&quot; title=&quot;samvetesmiley.gif : 72 par 32 pixels.&quot; alt=&quot;samvetesmiley.gif : 72 par 32 pixels.&quot; src=&quot;http://vadrouilles.moto.free.fr/smileys/samvetesmiley.gif&quot; /&gt; گاهی هم این شیطون دم دلازه داد میزنه پاشـو ( من نه ها شیطون دم
دلازه :-&quot; ) ! اکثرا اگه بیدار بمونه تا 12 نیم ساعت میحرفیمو زود قطع میکنم
چون صب می خواد باز 5-6 بیدار بشه ! مثلا همین امشب من دارم اپ میکنم چون
مهشاد خوابش برده .... اخی الهی قربونش بشم که این قدر خسته شده بود . 10
مین بعد اخرین اس ام اسش زنگیدم گف مشترک مورد نظر خواب است لطفا گمشو
بزار بچه بخواب ِ ! میبینین تو رو خدا چه با ادم بد حرف میزنن ! بعد من که
میدونم باز صب مهشاد بیدار میشه اس میده لعنت به من به خدا از فردا شب
دراز نمیکشم تا بزنی :)) بعد گاهی میشینه هی با خودش میگه من نمی خوابم 
من نمی خوابم من ....&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt;  الهــــــــــــی فداش بشم . عزیزم به خدا درکت
میکنم که خسته ای . اشکال نداره که هی خوابت میبره این شبا . منم اگه از 5
بیدار بودم و تا 11 بیرون می بودم خودم نمیرسیدم خونه جسدم میرسید . راستی من بهت گفته بودم چه قدر دوســـت دارم &lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;51&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/Vishenka_03.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;جدیدا 12 تا 4 صب درس می خونم .البته بینش اگه مهشاد بیدار باشه نیم
ساعت می حرفیم باز من می خونم . هر شبم عین دیوانه ها به یه کتاب گیر میدم
تا تمومش کنم . مثلا امشب به ادبیات پیش گیر دادم ! هر کسی یه جور خل ِ
دیگه مادر جان! فقط یه چیرو نمی فهمم!من که تو خونه ام هیچ جا هم
نمیرم این همه حرف از کجا میارم هااا&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#990000&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; alt=&quot;I don&apos;t know - New!&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/106.gif&quot; style=&quot;width: 40px; height: 18px;&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;!؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 23:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرد من :*</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
دیدین دخی خالم داره دوباره مینویسه ...... الان کامل معلوم بود من چه
ذوق کردم که اینجا هم دارم میگم :)) اوصولا ما خانوادگی نویسنده ایم .
اونم استعدادشو از من به ارث برده &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif&quot; alt=&quot;نیشخند&quot; title=&quot;نیشخند&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;3شنبه رفتم پیش دکترم گف میتونی دیگه پاتو بزاری زمین و روش راه بری
ولی گچ 2 هفته دیگه باز میشه . یک هفته اول که کلی درد گرفت ولی الان خوبه . تازه دیگه تو حمام هم لازم نیست بشینم .شنبه هفته دیگه میرم بازش کنم و همش فک
میکنم که چه صحنه خنده داری باشه این پای من که بالای کچ هیچی مو نداره
ولی پایینش دیگه خدا عالم است ماکه خودمونم هنوز ندیدیم &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/32.gif&quot; alt=&quot;ساکت&quot; title=&quot;ساکت&quot; /&gt;. به هر حال بعد 1
ماه ویلچر نشینی میتونم راه برم اونم به صورت لنگان لنگان و بسیار خنده دار !&lt;/font&gt;
 &lt;/p&gt;




&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تو ماشینت نشستی و داری از تو یه خیابون میری بعد میبینی یه دختر داره
لی لی کنان از خیابون رد میشه ! ها اگه دیدی بدون منم ! مشغُل ضمبه ای اگه
پاتو رو تزمر نذاری که من رد بشم . اخه 5 شنبه سارا زنگید و گف ساعت 1
تعطیله  و از اون طرف میاد دنبال من با هم بریم خونشون . بعد منم به این
هوا
بوم که الان میاد با تاکسی تلفنی میریم دیگه . یهو دیدم زنگید که بیا
پایین !! رفتم میبینم با همکاراشه اومدن دنبال من . 2 تا پسر جلو نشسته
بودن یه دخترم عقب بود . اولین تصویری که از دختر خاله سارا تو ذهن اینا
موند یه دختر چلاق بود . حالا دختره به جهنم اون پسر جونرو چکار کنم که
این قدرم خوش تیپ بود با اون ماشین جیگرش&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/20.gif&quot; alt=&quot;گریه&quot; title=&quot;گریه&quot; /&gt;چی کمربندتو در میاری !! نه بابا شوخی کردم اصلا گور بابای پسره :-&quot; تازه فک میکنی ماشینش چی بود !؟ پیکان جوانان گوجه ای :)) کُپه ما کجا این کجا !! ولی خیلی خوب بودن همشون .
این قدر تو ماشین خندیدیم و خوش گذشت . فقط من نمیدونم چرا مارو نگرفتن تو
ریس که رفتیم :دی! بعد رو به روی کوچه سارا اینا رو بستن واسه همین نمیشه
پیچید تو کوچه دور برگردونم بستن اتفاقا ، این اقای همکاره سارا هم رو به
روی کوچه نگاه داشت . سارا گف میتونی از خیابون رد بشی منم نکه هر روز
کارم اینه که صب یه صب برم از خیابون جلو خونمون رد بشم همچین گفتم هااا
بابا که خودمم به خودم شک نکردم . مثل ملخ بالا پایین میپریدم که رد بشیم
زودی نریم زیره ماشین :)) . به هر حال اینارو گفتم که بگم اگه یه دختر با
گچ نارانجی با شال و کیف طوسی دیدی بدون منم اقا جان .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;3شنبه بالاخره موفق شدم شفارش بزارم . تازه من نذاشتم اون طنین ِ بود که ما به یه جایی برده بودیمش&lt;img height=&quot;19&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;29&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif&quot; /&gt;بعد واسه تکمیل شدن کارمون کدارو دادیم شفارش گذاشت . هنوزم بسته ام نیومده . تازه نصفه سفارشامو نداشت :(( من از اخر یاد نمیگیرم که کی این انبار پره کی خالی !&lt;/font&gt;
&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;ادم گاهی این قدر پر میشه و دم نمیزنه که فقط منتظره یه تلنگره کوچولو
ِ که بهم بریزه .... مثل الان تو . تویی که 1 هفتست حسابی بهم ریختی
.اومدن مامانت اینا خیلی بد نبود ولی تو تو شرایط خوبی نبودی واسه همین
اومدنشون شد همون تلنگره و بعدم که قضیه خونه و عابر بانکت...همه
اینا کافی ِ که تو بهم بریزی و خسته بشی &lt;img height=&quot;29&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;40&quot; src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/consoling2.gif&quot; alt=&quot;Console&quot; onmousedown=&quot;showAddress(this.src)&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;این روزا مهشاد خوب نیست . میریخت تو خودشو نمیگفت ولی معلوم بود . من
تنهایی غذا از گلوم پایین نمیره و میدونم سخته که ادم ساعت 8 خسته از سر
کار بیاد و بخواد واسه خودش شام درست کنه و بشینه زل برنه به دیوارو
تنهایی بخوره یا جمعه ها از صب تا شب تنها باشه و بیکار و نتونه هیچ کاری
بکنه چون تنهایی بیرون رفتن بدون خانواده که خوش نمی گذره و وقتی تب میکنی
کسی نیست برات سوپ بپزه یا وقتی حالت بد میشه کسی نیست ببرتت درمانگاه و
وقتی دستت تو اتله باید خودت همه کاراتو بکنی حتی ظرف شستن&lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/hanghead.gif&quot; /&gt;و ببینی که
روزات دارن مثل هم میشن و تکراری . یه روز سر کار یه روز دانشگاه بعدم
خونه و خواب بدون هیچ تفریحی . ادم حس میکنه زندگیش داره هدر میره و بعد
همین ادم یهو مهلت اجاره خونشم تموم شده و میخواد بره یه چند خیابون پایین
تر و یه خونه باید پیدا کنه با همین پول پیش ولی اجاره کمتر چون اون موقع
که این خونرو اجاره کردن دستش تو جیبه باباهه بوده و مهم نبوده اجاره چه
قدر باشه ولی حالاکه دستش تو جیب خودشه این مبلغ زیاده براش و خونه هم گیر
نمیاد و 3-4 روزم عابر بانکش خراب شده و پولاشم ته کشیده و مجبوره تا شنبه که امروز باشه صب کنه .... همه اینا
کافیه که یه مرد خسته بشه از اوضاع بلاتکلیف و تکراریش . اونم یه نیم مرده
کوچولو که هنوز ترم سوم ِ و همه چی رو دوش خودشه و این قدرم سرتقه که از
حرفش برنمیگرده و همچنان می خواد دستش تو جیب خودش باشه با همه این مشکلات . مرد من کوچیک نیست ولی قبول کنین این اوضاع واسه یه جون دانشجو ِ 20 ساله بزرگه ...... &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;و تازه دلتم واسه خانمیت تنگ شده باشه ! اصلا جان شما همه اون بالایی ها یه طرف این یه جمله یه طرف&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt; حالا شما یه راه حل واسه اقایی من پیشنهاد بدین .... یه راه جز اینکه از کارش بیاد بیرون چون اینو خودم گفتم و قبول نکرد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در ضمن خودم میدونم مشغل ضمبه نیست .... خودمم میدونم ضمبه اون سگه تو این کارتون میتی کومونه که از بچگی روزای احیا اینو میزاشت تی وی و منم اصلا کارتونشو دوست نداشتم و از همون بچگی فحششون میدادم &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 14:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توهم از نوع مردسالارانه !</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;
مهشاد : مامان میگه همون بهتر که از من دوری منو این طوری بهم ریخته نمیبینی ! منم به مامان گفتم همینیه که هست&lt;img height=&quot;38&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;49&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/121fs725372.gif&quot; /&gt; البته تو جدی نگیر !
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من : که همینی که هست ! که این طور ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهشاد :بله ! اصلا حق نداری بری سر کار . پاتو بیرون نمیزاری .... فقط اشپزی یاد بگیر فعلا بسته ! ( اثرات دلنوازان ٍ دیگه بین زوجارو به هم میزنه تحویل بگیرین &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;قهر&quot; alt=&quot;قهر&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/33.gif&quot; /&gt; )&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من : بله بله ! پشت لبت سبز شده فک کردی مردی . هه هه اقارو !چه حرفا،اصلا میرم ببینم چه کار میکنی !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهشاد : چی طلبکار میشی ! پشت لب سیاه میشه نه سبز . مگه علف زاره !؟ توهین میکنی دیگه &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;منتظر&quot; alt=&quot;منتظر&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/45.gif&quot; /&gt;؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من : بله که توهین میکنم ... اصلا چرا این روی مرد سالارانتو همون اول نشون ندادی ! اصلا تو عوض شدی .من طلاق می خوام&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;ناراحت&quot; alt=&quot;ناراحت&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif&quot; /&gt; . مهریمم حلال .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهشاد : هیوندا کپرو میفروشم . مهرتو میدم ! طلاقتم نمیدم . در ضمن من یه رو بیشتر ندارم .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من : یعنی عاشقـــــــــتم ! الهی من فدای تخیل قویت بشم ، کُپت کجا بوده تو !؟ تو جیگر منـــــــــــی دیونه&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;ماچ&quot; alt=&quot;ماچ&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif&quot; /&gt; &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوب حالا از مکالمه ما بیاین بیرون دیگه ...... دیدین بچم از دست رف ! توهمی شده شدید :))&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داشتم به این 1 ماه اخیرم فک میکردم که چه قدر اتفاق واسم افتاد و من چه قدر بزرگ شدم یکدفعه و انتخاب کردم !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اول که قضیه قبولیم بود . الان به هرکی میگم مدریت جهانگردی اونم تو
شهره خودم قبول شدم یا فک میکنه دروغ میگم یا خل شدم که نرفتم . نمیدونم
چرا این ادما قبل انتخابم پیدا نشدن از این رشته تعریف کنن &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنثی&quot; alt=&quot;خنثی&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/22.gif&quot; /&gt;.
به هر حال من مجبور شدم انتخاب کنم یه انتخابی که هم سخت بود هم ریسکی !
از کجا معلوم ساله دیگه اونی روکه می خوام قبول میشم !؟ و اینکه این 1 سال
قرار نیست مثل از اول عمرم تا حالا علاف باشم و نخونم . اگه نخونم میشه
همینی که بود .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دومی هم که قضیه بازداشتگاه بود . یکی از بهترین تجربه های عمرم ....
بزرگم کرد ! من انتخاب کردم که برم با اینکه میدنستم اینجا تهران نیست و
خیلی ها همش حرف میزنن و موقع عمل مثل موش میچپن تو خونه هاشون و وقتی
تعداد کمه همه گرفتار میشن &lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/hanghead.gif&quot; /&gt;.
ولی من نخواستم از اونایی باشم که فقط حرف میزنن . اگه حرفی میزنم روش
وایمیستم و ریسک میکنم . رفتم تا به خودم ثابت کنم بچه نیستم که الکی فقط
حرفی رو بزنه و موقع عمل جا بزنه و بگه برم که چی بشه ؟ نظام که عوض نمیشه به هر حال چرا برم ؟ رفتم تا ......&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و سومی هم که همین مرگی بود که تا چند قدمیم اومد . مرگی که الان
میدونم اگه یک دور زودتر ول شده بودم تو درختا بودم و الان داشتین چلو
کبابمو میخوردین ! ای کوفتتون بشه ....نه تو چشای من نگا کن &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;ابرو&quot; alt=&quot;ابرو&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/23.gif&quot; /&gt;!
اصلا بدون من از گلوتون پایین میره !؟ باورتون میشه منی که تا حالا تهِ
دردم پریدیم بود له شده بودم ! من حتی یادم نمیاد اخرین بار کی امپول زدم
! پام به دکتر باز نشده بود ! از این نظر واقعا سوسول بودم ولی اون 1 هفته
اول خوب اب دیده شدم .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوار ماشین پلیس نشده بودیم که شدیم ( تف به این شانس که حداقل سواره
الگانسمون نکردن یکم حال کنیم دیدی از دستمون رفت ) . سواره امبلانس نشده بودیم که شدیم
! خولاصه حالا فقط مونده ماشین اتش نشانی ! دیگه مراقب خونه هاتون باشین &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنده&quot; alt=&quot;خنده&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من یه اخلاقی که دارم همیشه طالب بیشتر مستقل شدنم ! یعنی اگه یه شهره
دیگه مثلا معماری قبول شده بودم ( البته بابا پارسال نذاشت جایی جز مشهدو
بزنم . حالا شما فرض کن ) با کله میرفتم . دیدی اینایی که یه شهره دیگه
میخونن چه قدر با اونایی که پیش مامان باباشونن و تو ارامش میخونن فرق
دارن !؟ چه قدر از لحاظ فکری بزرگترن و چه قدر مستقل تر ، البته من همرو
نمیگم . بالاخره استثنایی هم هست که میرن و فقط چون یهو از فشار ِ کنترل
خانواده خارج شدن و مثل فنری که جمش کرده بودی همه این سال ها خودشو ازاد
میبینه و خودشو گم میکنه و به جای 4 سال 6 سال تو دانشگاه میمونه از بس ول
گشته &lt;img src=&quot;http://dingo.care2.com/c2c/emoticons/shakinghead.gif&quot; /&gt;. من اونایی رو میگم که خونرو میچرخونن و تازه بعد یه مدت میرن یه
جایی کار میکنن که کم کم دستشون از جیبه باباهه قطع بشه . دیدی اونایی که
روزه اول دانشگاه با ماماناشون میان !؟ وقتی میبینی چه حسی میشی !؟ من
نمیگم همه هاا . کسایی هستن که پیش خانوادشونن ولی از خیلی های دیگه هم مستقل تر و عاقل ترن ..... و کلا من این بحثم در مورده دخترا بود نه پسرا .... شاید این روحیم مربوط به ماه تولدمه &lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;قلب&quot; alt=&quot;قلب&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif&quot; /&gt;( من اسفندیم )&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگه اینکه این روزا این قدر کسلم که حد نداره ! وای خرید خونم اومده
پایین خفن ... دوس دارم برم دور بزنم خیابونارو و مثل همیشه مترشون کنم با
سارا . و الان چون نمیتونم برم خرید یهو همش احساس میکنم که چه قدر نیاز
به مانتو و لباسو لوازم ارایش دارم اخه نکه یهو لباسام خورده شدن و منم
خیلی میتونم برم بیرون اینه که خیلی احساس میکنم نیاز یه یه سویشرت دارم !
خوب تو این هوای سرد چه جوری برم بیرون !؟ چرا درک نمیکنین &lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/65.gif&quot; alt=&quot;whistling&quot; /&gt;. یعنی اگه من
الان از دستشویی نیام بیرون بعد درو قفل کنن بگن تا 1 ساعت دیگه باز نمیشه
مطمئن باشین من منفجر میشم . این خاصیت همه ست که وقتی از چیزی منع میشه
حریصتر میشه . منم الان خرید می خوام و چون نمیشه میرم یه گوشه ماستمو
بخورم با مسئول تاب کوهستان پارکم قهرم&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;خنثی&quot; alt=&quot;خنثی&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/22.gif&quot; /&gt; !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین جوری ساعت 1 احساس کردم دلم می خواد بنویسم . نکه 1 ماهی میشه اپ نکردم گفتم نگران نشین یه وقت .... میفهمی که &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;!&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 22:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه نقطه :))</title>
<link>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;اصلا میدونین چیه دیگه روحیه وبلاگ نویسی ندارم ! نکه دیدیم تو نظر سنجی نفر اول نشدم اصلا یه جورایی بهم برخورد رفتم تو خودم &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt; .ولی این جشن یه فایده ای که داشت من با وبلاگه &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://baanuyebarfi.blogsky.com/&quot; style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;&lt;font&gt;سال ها در حسرت داشتن خانه&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; اشنا شدم . واقعا عالی مینویسن ... واااای من همین جور میخ شده بودم پای سیستم و تمام ارشیو یک جا خوندم و واقعا لذت بردم . خودتون بخونین میفهمین من چی میگم . فقط عشقه بینشون بوده که تونستن از پس این همه مشکل بر بیان و هنوزم با همن . واسه رتبت بهت تبریک میگم عزیزم&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif&quot; alt=&quot;ماچ&quot; title=&quot;ماچ&quot; /&gt; امیدوارم به زودی تو و همسرت به چیزایی که لایقشین تو زندگیتون برسین و روی ارامشو ببینین . به نظرم ازرششو داره که شما هم بشینین مثل من ارشیو بخونین . فقط یه چیزی اگه کسی فهمید کجا باید نظر بدیم به منم بگه لطفا &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif&quot; alt=&quot;نیشخند&quot; title=&quot;نیشخند&quot; /&gt; همه وبلاگو از بالا تا پایین گشتم پیدا نکردم :دی خنگ خودتونین ! &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این چند روزه بیکاری چسبیدم به کارو کلی سفارش لوازم ارایش گرفتم کلی هم به *طنین زحمت دادم و به قوله خودش به سه نقطه رفت از دسته ما ( ایشالا با عسلیت میای مشهد جبران میکنیم عزیزم&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif&quot; alt=&quot;ماچ&quot; title=&quot;ماچ&quot; /&gt; ) بعد امروز با هزار ذوقو شوق کله صب پاشدم که مدرنیته و اینترنتی سفارش بزارم به جای تلفنی . دیگه سفارشا ok شد و اخر سفارش سایت نوشت 170 تومن که من باید میریختم به حسابه شرکت . عصری زنگیدم که رقم دقیقو بپرسم میگه 210 تومن ! بعد فهمیدم که از هر سفارشم 2 تا ثبت شده و من به مرز خودزنی رسیدم از فرط هیجان &lt;img height=&quot;32&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;35&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/47b20s0.gif&quot; /&gt;! حالا از کجا 2 تا اومده خدا عالم است ! دوباره زنگیدم گف کاری نمیتونی بکنی جز اینکه پولو پرداخت نکنی کنسل بشه دوباره 2-3 روز دیگه سفارش بزاری ! یعنی الان می خوام خودمو بکشم دیگه البته لازم نی چون الان مشتریام یا منو میکشن یا میرن از مغازه دار یه مارکه دیگه میخرن &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif&quot; alt=&quot;ناراحت&quot; title=&quot;ناراحت&quot; /&gt;حمل بر خودستایی نباشه اقا ولی به ما مدرنیته سفارش دادن نیومده !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3شنبه ساعت 6 مهشاد اس داده من دارم میرم سره کار با تعجب خوندم اخه 3شنبه ها دانشگاه داره نیم ساعت بعد اس داده دارم از سرویس پیاده میشم برم خونه من امروز دانشگاه دارم ( بگو خنگم بگـــــــو دیگه&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif&quot; alt=&quot;ماچ&quot; title=&quot;ماچ&quot; /&gt; ) بعد ساعت 8 اس داده دارم میرم دانشگاه خانمی ! منم هر دفعه تو خواب اس ام اساشو خوندمو کلی خندیدم ! هی IQ یادت نره 5شنبه هم دانشگاه داری باز نری سره کار :)) تازه امتحانم داری . شرط بستیم که اگه از 50 کمتر بشه خودش به خنگ بودنش اعتراف کنه ( امتحانشون از 50 نمرست&lt;img height=&quot;18&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/65.gif&quot; alt=&quot;whistling&quot; /&gt; )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمم اعلام امادگی کرد که هفته ای 1 بار بیاد کله منو حنا بزنه ! بعد منم که خدا شاهده مشتاق بودم چه قدر و خوشحال شدم&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/whoopdedoo.gif&quot; alt=&quot;Whoop De Doo&quot; onmousedown=&quot;showAddress(this.src)&quot; /&gt;البته من اعلام کرده از اونجایی که ما از زمانه کوچ نشینی و مغولها یکم فاصله گرفتیم بهتره یکی بره از داروخونٍ لوسینه پرپشت کننده مو بگیره که با مشورته تمام اعضای خانواده ما و مامان بزرگم پذیرفته شد و طی یک عملیات مدرنیته من قراره بعد حمام لوسیون سینره بزنم و صد رحمت به بوی حنا واقعا&lt;img src=&quot;http://kolobok.us/smiles/artists/connie/connie_girlsmelly.gif&quot; /&gt; &lt;/p&gt;


&lt;p&gt;و دیگه عارضم خدمتتون که شدم پای ثابته همه روضه ها و جلسه ها و این خاله زنک بازیا ! شما هم اگه یک ماه تو خونه بودی از این بهتر نمیشدی ! این چند هفته هر چی مجلسه خانمانه بود من پای ثابتش بودم و از 2 ساعت قبلش حاضرو اماده دمه در بودم &lt;img alt=&quot;smile emoticon kolobok&quot; src=&quot;http://www.en.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_cool.gif&quot; onmousedown=&quot;DoSmiley(this.src);&quot; /&gt;! بعد نی نی ِ دختر داییم به دنیا اومده بود رفتیم خونشون که بچشو ببینیم . این قدر خوشلو گوگولی بود ! البته خودم میدونم که بچه 2 روزه شبیه بچه گربست و اینا ولی جان شما این از همه بچه گربه هایی که تا حالا دیده بودم خوشکل تر بود ! بعد شب که اومدم خونه هی به مهشاد غر زدم که من نی نی می خوام و نمیشه به جای همستر واسم نی نی بخری ( بی جنبه و جوگیر هم خودتی &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/47.gif&quot; alt=&quot;زبان&quot; title=&quot;زبان&quot; /&gt;)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قاصدکم پرسیده بود هدف مهشادو از پرت کردن خودش نفهمیده و این که تو اون لحظه با خودش چه فکری کرده ! والا من خودمم نمیدونم و از اونجایی هم که مهشاد کلا اون شب تا روزه بعدو یادش نیست پس منو معاف کنین که بخوام بفهمم اون لحظه با خودش چی فک کرده&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/21.gif&quot; alt=&quot;خنده&quot; title=&quot;خنده&quot; /&gt; ولی حس میکنم درکش میکنم . وقتی جلو روت کسی رو که دوسش داری اویزونه و تو هر لحظه مرگشو حس میکنی و اینکه همش با خودت فک میکنی که الان پرت میشه و می خوره به درختای اطراف و میمیره شاید همون کارو میکردین . شاید با خودش فک نمیکرده که چیزیش بشه یا سرش بخوره به جدول کنار شاید فقط می خواسته سریع بیاد بالای سر من . نمیدونم واقعا فقط اینو خوب میدونم که این یه تصمیم از رو عقل نبوده چون معلق بودنه من هم یه امره طبیعی و عقلانی نبوده . تازشم نکه این وکیله اشنا بود و سرش واقعا شلوغ بود یعنی ما چون فامیل بودیم قبولمون کرد بعد مامانم که می خواسته کمک کنه می خواسته بره شهرهبازی اسمه کسایی که قبلا افتادن بگیره حالا بر فرض محالم که مامانم اسمه مهشادو یادش رفته باشه مطمئن باشین که اقاهه واسه اینکه جرمش کم بشه میگفته این اقا پسر خودش خودشو انداخته و اونجا بود که کار تموم بود&lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;22&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/hanghead.gif&quot; /&gt; البته کار به اونجاها نمیرسید چون مامان بابام اسم مهشادو حفظا ! واسه از دست دادن 4 تومن اصلا ناراحت نیستم . رابطمون بیشتر از اینا میارزه ! مگه نه !؟ خیلی خیلی دوست دارم خنگِ من &lt;img height=&quot;24&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;51&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/Vishenka_03.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* : طنین نویسنده وبلاگ &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://asalioman.blogsky.com/&quot; style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;&lt;font&gt;عاشقانه های من و عسلیم&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;  که مارو اون عضو کرده تو اریفلیم و چون تهرانه ما خیلی زحمتش میدیم همش و هر سوالی داریم فرت فرت زنگ میزنیم بهش&lt;img height=&quot;23&quot; width=&quot;24&quot; src=&quot;http://www.moppo.net/anisigns/signer/heart/heart.gif&quot; /&gt; بعد چیزی که بیشتر مارو خجالت میده اینه که جواب نمیده که بعد خودش زنگ بزنه . تازه من بچه به این با ادبی اصلا نمیدونم این سه نقطه معروف کجاست که من طنینو بردم اونجا و اینا &lt;img height=&quot;19&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;29&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif&quot; /&gt;!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امروز تظاهرات چه خبر بود !؟ من به اجبار خونه نشین بودم ... صفیر جان تو رفتی !؟ یکی به منم خبرارو بگه ! امیدوارم این بی شرفا خیلی نگرفته باشن و حاله همه خوب باشه و سالم کناره خانواده هاشون &lt;font color=&quot;#164f73&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt; font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;30&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;30&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4yajuyo.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 19:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghamestaneman&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>ghamestaneman</dc:creator>
<guid>http://ghamestaneman.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
