تبليغاتX
Lilypie Next Birthday Ticker Lilypie Next Birthday Ticker روز نوشت های خاله باران
روز نوشت های خاله باران

روزهای مونده !!

60 روز .............
با هم میشمردیم یادته .... اولای تابستون که بود گفتیم 12 ماه مونده ....12ماه دیگه تو میتونی نتیجه زحمتاتو ببینی ..... اخرای تابستون شد 9 ماه و ما میشمردیم ...... 8 ، 7 ، 6  ...... تموم ! ما دیگه با هم نبودیم که بشمریم ........ ولی من هنوزم میشمردم 5 ، 4 ، 3 و حالا هم فقط 60 روز ..... اگه مهشاد رشته ای که دوست داره بخواد تو فردوسی بخونه باید زیر 1300 بیاره ......... میاری ؟ می دونم که میاری تو کمتر از اینا باید بیاری .... ما همه میدونیم که میتونی ... امید الکی نمیدم خودتم خوب میدونی که کمتر از اینا می تونی بیاری عزیز دلم احسان جان دعا هم رو چشم قصد دارم شب کنکورتون برم حرم واستون دعا کنم.. شما مشهد نیستین من که هستم . نقطه سر خط !

سلاااااااااااااااام ! Helloخوبیــــــــــن ... ؟ از این که مینویسم کلی ذوق کردم !

فردا تولد صدف جونمه ....... تولدت مبارک عزیز دلم ........ مرسی که این مدت باهام بودی عزیزم

امیدوارم به همه ارزوهات برسی گلکم

Birthday Party

دوم اینکه واسه اونایی که میپرسن برگشتی ........ من نمی تونم بنویسم چون خیلی تابلو میشه ولی وبای همتونو می خونم اگرم وقت کنم نظرم میدم ......... اخه بابام که نمی تونست به خاطر من سیستم رضا رو هم ببره ولی مدمشو جمع کرده ....منم اگه گفتین با چی میکانکتم ؟
با گوشیه رضا .... به سیستم وصلش میکنم کانکت میشم واسه همین نمیتونم خیلی بشینم چون اگه بابام بفهمه این دفعه بحث من تنها نیست که ، سیستم این رضای بیچار رو با گوشیش جمع میکنه و از اونجایی که زندگی رضا در این دو چیز خلاصه میشه بچمون میمیره دیگه !

اره مادر ...... داشتم چی میگفتم ؟ اها بالاخره که هستیم در عین نبودن ...... !!!!!! الان جوابتونو گرفتین ...... اپ نمیکنم ولی وبای قشنگتونو می خونم !
موفق شدم با دو هفته تاخیر جیم بشم کادوی تولد مهشادو بخرم ... شرمنده اقا این قدر دیر شد هاا امیدوارم خوشت بیاد اصلا سلیقتو نمی دونستم.. این قدر که زرنگه مراقبه جلو من از دهنش چیزی در نره ! نگین اینا رو کشتم تا خریدم مرسی دوستای گلم که کمکم کردین   مجید بیچاره فک کرده بود هنوز تولد تو نشده وقتی شنید این جوری شد ==> میگه مگه تولدش 22 اردیبهشت نبود ..... خودتون گفتین !!!!! الهی بمیرم باز زحمت پستش افتاد با مجید پولشم که ازم نمیگیره ....... وای دیدین چی شد می دونستم که نمیگیره ازم ولی یادم رفت حتی همین جوری بهش بگم ..... در کمال پرویی کادو رو دادم دستش گفتم اینم دست شما رو میبوسه هیچ حرفی هم از هزینش نزدم که حداقل یه تارفی کرده باشم الان میگه این دختره چه پروووووویه ....... ای بابا اینم فهمید من پروووویم ..... کسی مونده که ندونه به غیر خواجه حافظ !!!!!؟ اصلا ابروداری به ما نیومده همه باید بفهمن دیگه !
هاء ...... دیگه اینکه مدرسمون جدیدا یاد گرفته زنگای ورزش ما رو میبره پارک ..... واسه بقیه سالن گرفتن ها ولی ما چون 12 تا 2 ورزش داریم دیگه سالن ورزشی نبود واسمون بگیرن ...... الان کلا ابروی ما تو کل مشهد رفته .... بچه ها هر جا میرن فک می کنن اونجا هم مدرسس .... قشنگ پارکای شهرو اباد کردن ... یه هفته بردن کوسنگی یه هفته هم پارک ملت یه هفته هم پارک صدا و سیما ! این قدرم اون موقع ظهر گرمه که سگو بزنی از خونه در نماد ...... فقط پارک صدا و سیما خوش گذشت بچه ها یه اب خوری پیدا کرده بودن رفتن اب بازی اول شوخی بود ها ولی بعد نگاه می کردن هر کی خیس نشده بود دستو پاشو میگرفتن میبردن خیسش میکردن ...... من اون روز حالم خوب نبود و با تعجب فراوان یه گوشه بودم که یهو دیدم یکی داد زد بچه ها این گوساله خشکه هنوز .... یهو 27 نفر ریختن سرم ... منو میگی فقط فرار کردم ..... رویا هم خیس نبود ولی گرفتنش بردنش دم شیر و تا جا داشت خیسش کردن .... وقتی راه میرفت از تو کفشاش اب میریخت بیرون مانتوش که لیچ اب بود انگار به خودش شاشیده بود ! به من چه خوب باید میدیدینش ... هر جا میشست خیس میشد . به قول خودش میگه خوب ریدین بهم من بیچاره الان چه جوری تو سرویس بشینم اخــه .. همینه که میگم ابرو واسمون نزاشتن دیگه ..... انگشت نما شده بودیم 27 تا خرس گنده سال سوم یه ابرو ریزیه راه انداختن که من در عمرم ندیده بودم ..... و تنها کسی که در رفت من بودم ..... حال کنین از دست اون غول بیابونیا فرار کردن کار همه نیست هااااا ........ !!!!!!! و این گونه بود که مدرسه از پارک بردن ما روانیا پشیمون شد با اون فرم تابلو معلوم بود مال کجاییم ابروی مدیرمون میرفت خوب !
پ.ن ۱: این عبدالله عجب موجود با نمکیه ..... کلی خندیدم وقتی نظرامو می خوندم .... راستی IQ  مهشاد اسم پسره .. ادامه بده تو میتونی ...... بالاخره استاد هک کم نیست تو وب منو میدی هک کنن منم خوب میتونم وب تو رو بدم هک کنن ... مثل تو افه چس کلاسم نمیزارم بگم هکت میکنم ... نه عزیزم تهش اینه که میدم کسی هکت کنه .... تو هم تهش همین کارو میکنی دیگه .... اصلا من نمی فهمم به تو چه که من با کی چه جوری حرف میزنم اون مسعودیان خل که گیر داده بود تو چرا به سعید گفتی سعید جان یا اون چرا به تو گفته باران جان ( اخه بچمون مامور منکراته ) خوب به تو چه .... من به یاسینم میگم یاسین جان به احسانم میگم احسان جان .... اصلا من ته اسم همه جان میارم .... ایم از تو که گیر دادی چرا با مسعودیان بد حرف زدی هکت میکنم .. ببینم اون خودش مگه زبون نداره که بیاد از خودش دفاع کنه !!!؟ حوصله دعوا با تو رو دیگه ندارم .. بیا برو دست از سر کچل ما بردار مسعودیان زبون واسه دفاع داره نیازی به لطف تو نداره پسرم .... !
پ.ن 2: واااااااااااااااای نوشتن چه حالی میده ..... !!!!!!!!
پ.ن 3: امروز سحر منو کشت ..... هنوز که هنوزه این با گونه های من بازی میکنه زوق میکنه ... یهو چناه محکم کوبید تو گوش من بدبخت که صداش کلاسو برداشت من : یعنی چی بود ایا. بعد یهو دید نه خیلی مهکم زده تا 2 ساعت داشت معذرت خواهی میکرد ! دهنه منو این سرویس میکنه .. بعد تازه بقیرو هم ترقیب ( طرغیب !!!!؟)  میکنه به این کار مثلا میگه ببین چه باحالی یهو یه انگشت فرو میشه تو لپ من بدبخت اگرم یکی مثل رویا باشه که دوباره میکوبه تو گوشم ... من اونقدرا هم تپلی نیستم این بچه میگه گونه هات نرمه من دوست دارم .... ندید بدیده دیگه! مگه نه !!!!!؟
پ.ن 4: امتحانای معرفیمو ریدم ....... به همین قشنگی و به همین سادگی ....... یه نمره مثل ادم نگرفتمــــــــــــــــــــــــــ ... ! به به .... به به .... نمیدونم به خدا چرا این جوری شدم فقط شبی 10 دقیقه اونم اگه حوصله بکنم می خونم ...Reading a Book... اصلا واسم مهم نیست که صفر بشم یا 20 هیچکی هم زورش به من نمیرسه که مجبورم کنه بخونم ........ خاک بر سرم کنن خوب من که شبانه میافتم از اخر .... نگا اوضاع منو با اون مامان و بابا و با این دو تا داداشام که جفتشون واسه خودشون کلی کسین من باید این جوری از اب دربیام .... ذره ای از درس خونی مامان و بابام به من نرسیده .... اصلا من سره راهی بودم ... والا به خدا !!!!!!!!!!
پ.ن 5:دوباره تاکید میکنیم که نوشتن چه حالی میده ......... !!!!
پ.ن 6: باز دو روز دیگه تولد رضاست ......... کلا اردیبهشت ماه برشکستگی منه .. من نمیفهمم تو اردیبهشت ریدن که همه تو این ماه به دنیا اومدن !!؟  رضا ، بابام ، نگین ، صدف ، کتی و ..... اها نگرفتین !!؟ من این همه گفتم که دلتون بسوزه بهم پول بدین ! هااا راستی فک کردین من نیستم دیگه کادوی تولد بی کادوی تولد ....... خجالت نمیکشین از خود خسیستون ....... نگا ترو خودا شانس منو هم موقع تولدم نباید باشم ..... اصلا بدویین .... یالا کادوهاتونو بدین ببینم ...... مردم از بی پولی .... بچه پروووووووووها رو نگا فک کردین برین حاجی حاجی مکه من یادم میره !!!!!!؟ من یه ریشم یزدیه ....... چی فک کردین !!!!!
19 اردیبهشت هم تولد نگین جونیه که الهی قربونش برم هم تولد رضا ...... این دو تا این قدر تو این مدت کمکم کردن که دوست دارم واسشون یه کادوی خوب بگیرم ولی نمی دونم چی بگیرم ... ؟ به نظرتون واسه نگین چی بگیرم ؟ واااااااای چه قدر کادو خریدن سخته ....... !!!!!!! کلا من کادو خریدن واسه دیگرانو دوست می دارم بسیـــــــــــــــــــــــــــــــار ........ ولی همیشه نمیدونم چی بخرم .......
برم دیگه نه ....... !!!!!!!؟ خیلی شد ....... با تشکر از دوستان و رضای گلم که ما رو در این اپ یاری کردند ! ( مثل ته این فیلما )
قربون همتون برم ........ ببخشید دیگه میدونین که کوتاه نویسی بلد نیستم ..... شرمنده .......  با اجازه ... به خدا همتونو دوست دارم ..I Love You.... قد همه شتاره ها ...............

نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط باران |
درباره وبلاگ

اینجا برشی ست از زندگی من.....منی که هیچگاه هیچ کس نخواست بفهمد درونم چه می گذرد
اینجا مینویسم چیزهایی که درونم می گذرد ......چیزهایی که هیچوقت هیچکس در ظاهر شادم ندید.......و نخواهد دید.....
من خاله باران 18ساله ! متولد در غمستان این زندگی پوچ ........و به ظاهر شاد.....

آخرین نوشته ها
خاله دانشگاه فردوسی میرود !!
جیم زنی عظیم !!
خاله افسرده !
اقا دیگه !
جیم زنی و لپ لپ !
بد بخت میشویــــــم !
دوباره سلام
شروعی دوباره !
بی اجازه اومدم اینجا..........
روزهای مونده !!
تولد ... تولد ... تولدت مبارک ... مبارک ....
عیدتون مبارک .......
کاش خودش بود........................):
من اومـــــــــــــــــــــــــــــــدم ......
عنوانم کجا بوده بابا .... !!!!
جامعه و دنیا ....... !!!!!!
خبر بد اول هفته من ....... :(
گونه داشتنم مصیبتی هااااا .......... !!!
ها ........ !!!!!!!!!!!!؟
من خوبم هااااا .......!!!!!
من کی ام .........!!!!!!!!!
مدرسه ها ..... و من ...!!!
تابستونه من با همه شبایه بدش ........
کارگر ميشويــــــــــــــــــــــــم.......
بهترین شنبه زندگیم :×
ادیسون جان دستت درد نکنه ....:)
چه زود تموم شد این دو روز.... :(
خبر ...خبر.....
تابستون خود را چگونه گذراندید ...؟
این چند روزه و داداشیم :( ....
پیوند وبلاگ
شکلک جونیام !
حمید !
نی نی بانو !
پریـــــــــــــــا جون
ژاله جونی
قاصــــــدک جوونم
صدف خانمی !
فرزانـــــــه جوونی
معصومه جونم
اسمون آبی (نیما)
نیلو ( لیمو بانو )
دوست مهربونم !
برای خدا می نویسم , شاید که عاشقم شود...
نانا جـــــــون و بابایی
گارســـــــــــیا
خانه فلفل بانو جونم
یاسین جونم
الناز خانمی
خودش جان !
آخرین بوسه
ستاره های سربی 2 ...
اناهیدم
پریسا جون
اپلود عکس !
( ..... )
سروشک !
محسن طباطبائی
گروه طراحان تمپفا
نوشته های محمد جواد عبدی
قالب وبلاگ
امکانات


ghamestaneman

باران

ghamestaneman

http://ghamestaneman.blogfa.com

روز نوشت های خاله باران

روز نوشت های خاله باران - روزهای مونده !!

روز نوشت های خاله باران

اینجا برشی ست از زندگی من.....منی که هیچگاه هیچ کس نخواست بفهمد درونم چه می گذرد
اینجا مینویسم چیزهایی که درونم می گذرد ......چیزهایی که هیچوقت هیچکس در ظاهر شادم ندید.......و نخواهد دید.....
من خاله باران 18ساله ! متولد در غمستان این زندگی پوچ ........و به ظاهر شاد..... اینجا قطعه ای از قلب منه مراقب باش پاتو نزاری روشو رد بشی ....!!!!

روز نوشت های خاله باران

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com