تبليغاتX
روز نوشت های خاله باران - تولد ... تولد ... تولدت مبارک ... مبارک ....


















روز نوشت های خاله باران

اینجا قطعه ای از قلب منه مراقب باش پاتو نزاری روشو رد بشی

سلااااااااااااااااااااااااااااام دوست جونای گلم .........
خوبین همتون ........ فعال شدم نه !!!!؟  بعد 6 ماه اپ نکردن یهو تو یه ماه دو تا اپ با هم !!!!!!!!!
یه سلام مخصوصم واسه داداشی عزیزم ........
اگه گفتین فردا چه خبره ..... !!!!!!؟
1) تولد داداشیم ..
2) 18 همین سالگرد ازدواج من !!!!
3) ختنه سرون پسر اولم !!!!!!!
4) خونتون !!!؟ نه عزیزم خونشون !!!!!!!
تقلب ( گزینه 2 و 3 و 4 نیست !!!!!! )

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب گزینه اول درسه افرین به اونایی که خودشون تنهایی گفتن !!!!!!! هر احمقی یکی دیگرو زده کنکور که چه عرض کنم فک کنم شاخدولاغ تپه قبول بشه ...... میشی عزیزم خودتو نگران نکن هر کی اونجا افتاد با من هم دانشگاهی میشه !!!!!!!

تفلد مهشاد فرداست..... الهی من قربونت بشم ... فردا داداشی من میشه 19 ســــــــــاله . 

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولدت مبارک عزیز دلم

 

ایشالله هزارو دوسیتو نودو یکونیم تا سال زده باشی .... دقیقا هزارو دوسیتو نودو یکونیم تا ها !!!!! 
دقیقا ما دوتا از ۲۰ اذر با هم نبودیم  ................. ۵ ماه .... خیـلـیـه هااااااااااااااا !
واسه مایی که 4 ماه تابستونو هر روز از 24 ساعت 25 ساعت حرف میزدیم ........ تازه از اول مهر شده بود هفته ای یک بار همونم جمعه این قدر حرف میزدیم که جبران تمام هفته میشد ..... الهی بمیرم این قدر اذیتش میکردم من .... جمعه تا 4 صبح وقتشو میگرفتم که هیچ بعد تازه بیچاره ساعت 4 که می خواست بره میگفت فردا مثلا امتحان ریاضی دارم بعد من باز تا 6 صبح دعواش میکردم که چرا زودتر به من نگفتی که این قدر زر نزنم تا تو بتونی بری بخوابی ..... بعدم 6:30 حاضر میشدم میرفتم مدرسه ! همیشه شنب ها رویا منو پر فحش میکرد که خوب الاغ چرا دیر می خوابی بس که چرت میزدم ... به نظرتون یه ادم سقف پرو بودنش چه قدره می خوام ببینم من در کدوم مرحله قرار دارم ... !!! اصلا فک نمی کردم موقع تولدش که همیشه کلی واسه خودم نقشه کشیده بودم واسه سورپرایز کردنش حتی نتونم باهاش حرف بزنم یا بهش تبریک بگم .......حتی کادوشم نخریدم هنوز .... دقیقا از اول اسفند من دارم نقشه میکشم که بتونم یه جوری جیم شم برم کادو بخرم ولی نشده.... تازه رضا هم کلی پایه شده بود که حالا که بابا پول تو جیبیتو قطع کرده اگه پول نداری می خوای من بهت بدم !! ببینین تا چه حد پایه دیگه حتی حاضر بود بره کادو بخره به جای من واقعا به نظتون چرا این قر پایه شده بود  ... البته من دقیقا 6 ماه پیش که با بابام دعوام شد و بابام پول تو جیبیمو قطع کرد دقیقا من اولین فکری که به ذهنم زد این که من باید یه جوری خرج کنم که پس اندازم تا تولد مهشاد برسه ..... بابام اون موقع با این کار می خواست من تنبیه بشم منم که این جوری ..... واقعا چه قدر پشیمون شدم هااا ... به خود بابامم یه بار گفتم من تا حالا از انتخابام پشیمون نشدم اگه الان برگردیم به تابستون و من دوباره بعد از چند هفته چت کردن بفهمم مهشاد پسره و بدونم که تهش این میشه بازم همین کارو میکنم چون دوست خوبی منم بهش اطمینان دارم ...... چون احساس میکنم رابطم می ارزه به این همه سختی کشیدن .... چون بابای من می خواست که من برم بگم اشتباه کردم ..... خوب منم به نظرخودم اشتباه نکردم واسه همین نگفتم و اوضاعم همین جوری موند .... خوب نمی تونم الکی یه حرفی بزنم که از ته دلم نیست وگرنه تا حالا اوضاعم خیلی بهتر بود .... به نظرتون من اشتباه کردم .....؟ یعنی رابطم با داداشیم این قدر ارزش نداره ....... ؟ بهم بگین خوب حتما ...... اگرم نمی خواین نظر خصوصی بزارین ...  این که نظرتونو می خوام معنیش این نیست که پشیمونم یا شک کردم تو کار خودم فقط می خوام نظر بقیرو هم بدونم  به نظر خودم کارم درست بوده و مهشاد بهترین داداش بزرگه دنیاست

تازه واسه داداشیم یه کارت تفلد درست کردم .... البته افتضاح شد چون ۴ ساله نقاشی رو گذاشه بودم کنار ..... Painter ولی خوب شما ببخشید دیگه ..... ۳ بار مجبور شدم درست کنم یه بار خود دستو پا چلفتیم روش اب ریختم .... یه بارم روش چسب ریختم ..... بار سومم هنوز چیزیش نشده البته فچ کنم این دفعه تو کمدم منفجر میشه  ! داداشی ببخشید که این جوری شد ببخشید که تو این مدت این قدر اذیت شدی ...... به خدا این که تو این قدر اذیت میشی واسه من سختره تا مشکلات خودم ..... خوب چرا این جوری میکنی با خودت ...... جون ابجی یه کم به مامانت بگو چی شده رابطتون درست بشه ..... خوب چرا می خوای تنها باشی ..... ترو خدا این جوری نکن .... می خوای منو دق بدی ..... باز فردا مثل نوروز تنهایی نشینی ... کاری کن که بهترین روزت بشه تا منم خوشحال بشم .... خواهش میکنم ... وبتم خودت یه اپ شاد بکن .... به جون خودم اپت غمگین باشه میرم پاکش میکنم .... داری شمعاتو فوت میکنی واسه منم ارزو کن .Cheerleader... به این میگن یه ابجی پرو .. داداشی قسمت دادم هااا .... ادامه نده این جوری . اوضاع من با تو فرق میکنه .... عادت کردن به تنهایی از خود تنهایی بدتره ..... نذار عادت کنی .... من بیشتر از خودم نگران توام .. واااای خدا کنکورتو می خوای چه کار کنی .... !!؟

ببخشید دیگه این پستم شد نامه سرگشاده ....... معذرت .... دوست جونای گلم مراقب خودتون باشین ... شاید بعدا نوشت گذاشتم !

داداش جونم تولد مبارک ............ مراقب خودتم باش ........ اندازه همه دنیا دوست دارم داداشی

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت9:16 PMتوسط باران | |