|
سلاااااااااااااااااام .... خوبین ..... ؟ جمعه با مامان اینا رفتیم بیرون ..... ای بدک نبود .... من و رضا رو به رو هم نشسته بودیم . با هم حرف میزدیم و مامان و بابام هم مثل 20 سال گذشته که همش وقتی میریم بیرون قهرا قهر بودن . وااااااای اگه بدونین چه قدر ذوق میکنم راستی من کوتوله نیستم هاااا .... شنبه اولین جلسه حسابان بود که حداقل دیگه مثل بز اخوش الکی سرمو تکون نمیدادم بعد دوشنبه هم ازصبح همین جور شانس اوردم.هیچکی ازم درس نپرسید.ای حال داد سه شنبه اخ حالم این قدر گرفته و بد بود که از هم ظهر که رسیدم خونه تا شب همش گریه کردم ... بعد یکی از بچه های کلاس حالمو گرفت با حرفاش معلم فیزیکمون می خواست پنجشنبه از تمام فصل اول امتحان بگیره گفته بود حق ندارین بیشتر از ۱۰ دقیقه بخونین . پ.ن ۱: یه روز از اخر داداشی ما سیستمشو این جوری میکنه ..... پ.ن ۲: سه شنبه داشتم صبح میرفتم مدرسه یهو یه پسره خیلی بامزه پرید جلوم گفت پخخخخخخخخخخ پ.ن ۳ : من اگه بهتون سر نزدم فردا ببخشید . پ.ن ۴: خدا جان این قدر رو اعصاب من راه نرو ..... بیا پایین .. ما بریم که داریم از خستگی خفه میشویم
|
About![]()
اینجا برشی ِ از زندگی من ! Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 Links
شکلک
سارا جونم |